خطبه‌های نماز جمعه این هفته، هفتم نوزده سنبله 1395

خرید بک لینک

خطبه‌های نماز جمعه این هفته، هفتم نوزده سنبله 1395

نماز جمعه این هفته هفتم ذی الحجه الحرام در مسجد ولی عصر قلعه شهادت، به امامت استاد علیزاده مالستانی اقامت گردید.

ایشان در خطبه‌ای اول به فلسفه برخی احکام حج پرداخت و بیان کردند:

حج در لغت به معنای قصد است. اما حج به اصطلاح شرعی عبارت از قصد مخصوص؛ قصد برای انجام یک سلسله ماسک به شیوه ای مخصوص.

اعمال حج از میقات با پوشیدن لباس احرامی شروع می‌شود. لباس احرام دو تکه پارچه‌ای است، که یکی روی دوش انداخته می‌شود، دیگری در کمر بسته می‌شود.

این لباس مد و طرح ندارد، دوخت ندارد، به جز رنگ سفید رنگ دیگری ندارد. لباس، نشانه‌ای تشخص و تمایز است؛ مردم معمولا در انتخاب نوع پارچه، رنگ و طرح لباس چه قدر اعمال سلیقه می‌کند، ذوق و تفنن به کار می‌برد، تا خود را مورد توجه، و از دیگران مشخص تر ممتاز تر نشان دهد، و بدان بر دیگران تفاخر کند.

پوشیدن لباس ساده، بی‌رنگ و بی‌طرح، نمادی است از یگ رنگی و برابری و عدم تفاخر بریکدیگر. پاد شاه مقتدر با یک خار کش یک رقم لباس در بر می‌کند و برابری را به نمایش قرار می‌دهند. بلی کسی که قصد خدا را می‌کند باید بی رنگ، بی‌تشخص و بی‌نشانه باشد.

با پوشیدن لباس احرامی 24 چیز برای حاجی حرام می شود؛ ازان جمله است:

1ـ به آئنه نگاه نکند. خود را نبیند، ریشه ای خود بینی و خود محوری را در خود بخشکاند، خدا را و مردم را ببیند.

2ـ فرمان ندهد. چون این جا طبقه و جود ندارد، آ مر و مادون، بالا و پائین وجود ندارد، همه گوش به فرمان یک مقام فرماندهی است (خدا)

3ـ هیج حیوانی هرچند ضعیف باشد آزار ندهد، اگر شپشی در جایی از بدنش نشسته باشد، حق ندارد آن را از جایش بردارد، به جای دیگر بگذارد. این تمرینی است برای ایجاد روحیه ای مسالمت با هرچه زنده جان است. میازار موری که دانه کش است...که جان دارد و جان شیرین خوش است. جان برای هر زنده جان شیرین است؛ جان شیرین نباید از زنده جان سلب شود.

4ـ گیاه و درختی را قطع نمی تواند. روحیه ای تخریب و افساد را در خود بکشد، تخریب گر و فساد کار نباشد، باغ و زراعت، خانه و آبادانی و محل زندگیی دیگران را ویران نکند و به آتش نکشد. مفسد و ویرانگر دشمن خداو مردم است.

5ـ شکار ممنوع است. روحیه ای قساوت، بی رحمی، خون خوارگی و درنده صفتی را در خود بکشد. رو حیه ای صلح، دیگر خواهی، مسالمت طلبی را در نهاد خود زنده نماید.

این ها اعمال سمبلیک است. حاجی واقعی کسی است که از حج چنین درس های آموخته باشد.

طواف و سعی:

در طواف کردن بیت، اقیانوس انسان است که به جریان می افتد، انسان های سیاه، سفید، سرخ و زرد، اشرافی و غیر اشرافی، باقد و قامت مختلف، چهره ها و قیافه های مختلف، لهجه ها و گویش های گوناگون، بدون تعصب و تکبر و منیت، بدون تفاخر و تمایز، با لباس یک نواخت، در هم فشرده، چون گرداب، دور خانه ای خدا را طواف می کنند. در طواف، انسان قطره ای است که در اقیانوس بی ساحل فانی می شود، "من" و جود ندارد، همه "ما" می شوند. حاجیی واقعی کسی است که ریشه های منیت، تفاخر و امتیازرا دروجود خودکشته باشد.

سعی:

حضرت هاجر، نوزادش – اسماعیل – از شدت بی شیری و تشنگی دست و پا می زند، چون ماهی در خشکی می غلطد. وی در میان دو کوه کوچک صفا و مروه، برای پیدا کردن آب چهار مرتبه از صفا به سوی مروه، و سه مرتبه از مروه به سوی صفا، به سرعت می دود. در آخر می بیند از زیر پاشنه های اسماعیل آب جوشیدن گرفته است. وجود این چشمه مایه ای خیرات و برکات شد. از جمله قبیله ای "جرهم" که در بیابان خشک عرفات به سر می بردندآمدند در مکه خیمه های افراشتند، و شهر مکه از همان زمان اساس گرفت.

عمل هاجر، این درس را برای ما می آموزد، که آدم باتلاش خود به جایی می رسد، نه با چیز دیگر. تلاش کن که تلاشت بی نتیجه نمی ماند. قرآن می فرماید:" وَ اَن لَیسَ لِلاِ نساَنِ اِلاَّ ماَسَعیَ" محققا که انسان فقط باسعی خود به هدف می رسد، نه با عوامل دیگر. 

حاجیان نیز در سعی بین صفا و مروه، سنت حضرت هاجر را احیا می کنند. این کنیز سیاه چهره ای که با پول خرید و فروش می شود، فاقد هرگونه حسب و نسب و ارزش های اجتماعی است، دراین نظام آن چنان ارج و عظمت پیدا کرده، که همه ساله ملیون ها حاجی با ید سنت او را احیا نماید، ورنه حجش باطل است.

وقوف به عرفات:

شب نهم حاجیان در صحرای عرفات وقوف دارند؛ شب استثنایی، شب معنویت، شب شور وعشق است، شب نجوا و مناجات باخداوند است. دراین شب چنان حالت معنوی ، برروح و جان برخی حاجیان سیطره پیدا می کند، که از هر علائقی می بُرَّد، همه ای لذت های دنیارا فراموش می کند.

وقوف به مشعر:

شب دهم حاجیان درصحرای عرفات وقوف دارند، به هرسوی که بنگری جزرنگ سفید نمی بینی؛ گویی سرزمین مشعر با پارچه ای سفید رنگی مفروش گشته است. شاه و گدا، مسکین و ثروتمند همه یک نواخت بالای یک قطعه پارچه ای سفیدی روی زمین می خوابند. این جا یک رنگی واقعا ملموس و محسوس است؛ تمایز نیست تشخص نیست.

وقوف به منی:

روز دهم ذیحجه حاجیان از مشعر سیل آسا وارد دره ای منا می شوند، سمبل شیطان را به رگبار می گیرند؛ جنگ باشیطان را تمرین می کنند. وانگهی به قربانگاه رفته، حیوانی را قربانی میکنند. قربانی کردن نیز یک عمل سمبلیک است. در حقیقت حاجی تمام هوا و هوس خود را، خود بینی ها، خود محوری ها و خود خواهی های خودرا به صورت گوسفند مجسم کرده با کارد ذبحش می کند. حاجیی واقعی و حسابی کسانی است که چنین درس های را از حج آموخته باشد.

وبلاگ استاد علی زاده مالستانی...

ما را در سایت وبلاگ استاد علی زاده مالستانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: دوشنبه 26 آبان 1404 ساعت: 20:20

صفحه بندی